محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
43
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
گاهى اين بخشش ، اقطاع « 93 » زمين كشاورزى ، كارگران و بردگان و چهار پايانى بوده است كه بر روى آن زمين كار مىكردهاند ( ش 116 ) . تعداد چشمگيرى از اين اعطاها و اقطاعها ، با شرط پذيرفتن اسلام ، گزاردن نماز پرداخت زكات و يك پنجم غنيمتهاى به دست آمده ، از سوى گيرندهء بخششها ، همراه بوده است ( ش 111 ، 120 ، 157 ، 186 ، 197 . . . ) . برخى از اقطاعهاى املاك و زمين ، بىهيچ شرطى انجام گرفته است ، مانند : ( 154 ، 163 ، 16 ، 173 ، 202 ، 207 . . . ) . گونهاى ديگر از اين بخششها در ضمن اماننامهها يا پناهنامهها آمده است ، پيامبر خدا ( ص ) در كنار امان يا پناهى كه به كسى يا گروهى مىداده ، با قيد گرويدن به اسلام و به جاى آوردن كارهاى واجب اسلامى ، گاه امتيازها يا چيزهايى مانند : زمين قابل كشت ، چشمهء آب يا درختان خرما نيز اعطا مىكرده است ( ش 167 ، 189 ، 193 . . . ) . در پايان برخى از اين نوشتهها ، جملههاى : « لا يحاقه فيها « 94 » ( يا ، فيه « 95 » ) » ، « فمن حاقّه فلا حقّ له فيها ( يا ، فيه ) و حقّه حقّ » « 96 » ، آمده است . متن نوشتههاى مربوط به اعطا يا اقطاع ، بيشتر با عبارت « هذا ما أعطى . . . » يا با جملهاى كه بيانگر اعطا باشد ، آغاز شده است . 2 . اماننامهها : به جز يكى دو مورد ، چون امان نامهء قبيلهء ثقيف ( ش 181 ) و امان نامهء موقّت دوماهه به كسانى كه در گرويدن و نگرويدن به اسلام ، دو دل بودند ( ش 175 ) و بايد در پايان اين مدّت يا اسلام مىپذيرفتند و يا از جايگاه زندگى خود دور مىشدند ، همهء نوشتههاى امانى كه از سوى پيامبر ( ص ) به كسانى داده شده ، همراه با شرط پذيرش اسلام است . براى نمونه ، در امان نامهاى كه پيامبر ( ص ) براى معاوية بن جرول نوشته ، آمده است : با اين شرط كه وى نماز بگزارد ، زكات دهد ، يك پنجم غنيمتهاى به دست آمده و سهم پيامبر ( ص ) را از آنها بپردازد و از مشركان دورى گزيند ، در پناه اسلام خواهد بود . نيز همهء داراييهايى را كه زمان گرويدن به اسلام داشته است ، از آن وى خواهد بود . گاهى در كنار شرط بالا ، دادن « صفىّ » « 97 » پيامبر اسلام ( ص ) به پيامبر ، نيز قيد شده است ( ش 233 ) . گاه در امان نامهاى ، امتيازهاى بيشترى به گيرنده آن ، داده شده است . گويا موقعيت اجتماعى ،
--> ( 93 ) . اقطاع به زمينى گفته مىشود كه از سوى حكمران به كسى واگذار شود . به اين گونه زمينها ، « قطائع » گويند و مفرد آن ، « قطيعة » است . ملك اقطاعى ، پس از مرگ دارنده آن ، از آن فرزندان وى مىشده است ( مفاتيح العلوم ، خوارزمى ص 59 و 60 ) . ( 94 ) . ( ش 207 ) . ( 95 ) . ( ش 208 ) . ( 96 ) . ( ش 208 ، 210 ، 213 . . . ) . ( 97 ) . دربارهء توضيح « صفىّ » ، بنگريد : واژهنامه ( صفو » .